قیدهای تکرار نشان میدهند که چیزی چند وقت یکبار اتفاق میافتد. آنها فراوانی یک عمل یا رویداد را توصیف میکنند.
برخی از قیدهای تکرار رایج عبارتند از:
قید معنی معمول
همیشه ۱۰۰٪ مواقع
معمولاً تقریباً همیشه
معمولاً در بیشتر موقعیتها
به طور کلی در بیشتر موارد
اغلب چند بار
گاهی اوقات در برخی موارد
گاهی اوقات نه خیلی اوقات
به ندرت تقریباً هرگز
به ندرت تقریباً هرگز
به ندرت خیلی به ندرت
هرگز ۰٪ مواقع
این کلمات با نشان دادن اینکه چیزی چند وقت یکبار اتفاق میافتد، به خاصتر شدن جملات کمک میکنند.
چه زمانی استفاده کنیم
از قیدهای تکرار برای صحبت در مورد موارد زیر استفاده کنید:
روالهای روزانه
عادات
اعمال تکراری
رویدادهای منظم
چیزهایی که اغلب یا به ندرت اتفاق میافتند
حقایقی در مورد رفتار معمول کسی
مثالها:
من همیشه صبحها قهوه مینوشم.
او گاهی اوقات به محل کار میرود.
آنها هرگز گوشت نمیخورند.
ساختار
قیدهای تکرار معمولاً قبل از فعل اصلی میآیند.
قید فاعلی فعل اصلی
من همیشه مطالعه میکنم. او اغلب به پدربزرگ و مادربزرگش سر میزند. آنها هرگز تلویزیون تماشا نمیکنند.
با فعل be، قید بعد از be میآید.
فاعل Be قید
او همیشه خوشحال است.
ما معمولاً مشغول هستیم.
کتابها اغلب مفید هستند.
با افعال کمکی یا وجهی، قید معمولاً بعد از اولین فعل کمکی یا وجهی میآید.
الگو مثال
فاعل + have + قید + اسم مفعول I have never seen it.
فاعل + will + قید + فعل She will probably not be here. (ضمیرهای دیگری نیز ممکن است اینجا ظاهر شوند.)
فاعل + can + قید + فعل You can always ask.
برای قیدهای رایج تکرار مانند always، usually، often، sometimes، rare و never، آنها را بعد از اولین فعل کمکی یا وجهی قرار دهید.
مثالها:
من همیشه موسیقی را دوست داشتهام.
او معمولاً میتواند کمک کند.
ما هرگز فراموش نخواهیم کرد.
مثالها
من همیشه زود از خواب بیدار میشوم.
او معمولاً اتوبوس را سوار میشود.
ما اغلب با هم شام میپزیم. آنها گاهی اوقات بعد از مدرسه فوتبال بازی میکنند.
او به ندرت قهوه مینوشد.
والدین من هرگز تولدها را فراموش نمیکنند.
مغازه همیشه شلوغ است.
این دانشآموزان معمولاً سر وقت میآیند.
من هرگز به استرالیا سفر نکردهام.
تو همیشه میتوانی با من تماس بگیری.
استثنائات
قیدهای تکرار گاهی اوقات میتوانند برای تأکید در ابتدا یا انتهای جمله ظاهر شوند، به خصوص گاهی اوقات، معمولاً، معمولاً، گاهی اوقات، و اغلب.
مثالها:
گاهی اوقات من از خانه کار میکنم.
معمولاً در تابستان بیرون غذا میخوریم.
ما گاهی اوقات به سینما میرویم.
همیشه و هرگز در این جایگاهها در انگلیسی روزمره بسیار کمتر رایج هستند.
کلماتی مانند every day، once a week و two a month نیز تکرار را توصیف میکنند، اما آنها عبارات تکرار هستند، نه قید تکرار. آنها معمولاً در ابتدا یا انتهای جمله ظاهر میشوند.
مثالها:
من هر روز میدوم.
او یک بار در ماه به ما سر میزند.
اشتباهات رایج
1. جایگاه اشتباه با فعل اصلی
نادرست: من همیشه با اتوبوس به محل کار میروم.
صحیح: من همیشه با اتوبوس به سر کار میروم.
توضیح: قیدهای تکرار معمولاً قبل از فعل اصلی میآیند.
۲. جایگاه نادرست با فعل "be"
نادرست: او همیشه خوشحال است.
درست: او همیشه خوشحال است.
توضیح: با فعل be، قید بعد از be میآید.
۳. جایگاه نادرست با فعل کمکی
نادرست: من هرگز آن فیلم را ندیدهام.
صحیح: من هرگز آن فیلم را ندیدهام.
توضیح: قید بعد از اولین فعل کمکی میآید.
۴. منفی مضاعف
نادرست: من هرگز ماهی نمیخورم.
صحیح: من هرگز ماهی نمیخورم.
توضیح: never را با فعل منفی دیگری ترکیب نکنید.
۵. استفاده از یک عبارت تکرار مانند قید
نادرست: من هر روز انگلیسی مطالعه میکنم.
صحیح: من هر روز انگلیسی مطالعه میکنم.
توضیح: عباراتی مانند every day معمولاً در ابتدا یا انتهای جمله میآیند، نه قبل از فعل اصلی.
راهنمای دستور زبان
مسیر راهنمای عمومی دستور زبان برای محتوای بومیسازیشده آماده است.